campaign

راه اندازی کمپین بازاریابی

راه اندازی کمپین بازاریابی

هفت گام یا پیش‌نیاز برای راه‌انداختن یک کمپین موفق لازم است. این هفت گام عبارتند از: دانش و آگاهی، اشتیاق یادگیری، مهارت‌ها، نگرش مثبت، تسهیل، ایجاد انگیزه، پاداش به عمل‌کرد مثبت

 «راهبرد آگاه‌سازی» بیش از این‌که به دنبال آگاه‌سازی اجتماعی باشد، درصدد برداشتن موانع موجود است. همیشه هم یادتان باشد که برگزارکنندگان کمپین‌های اجتماعی بیش از این که  نقش‌های پرطمطراقی نظیر معلم جامعه، یا بازاریاب اجتماعی و یا حامل حقیقت غایی را ایفا کنند، در نقش متواضع بازکننده دری تازه به یک موضوع اجتماعی عمل می‌کنند.

یک: دانش و آگاهی

اولین گام، این است که بتوانیم به مخاطب بفهمانیم که مشکلی وجود دارد. و بعد به آن‌ها اطلاع دهیم که چاره‌ای عملی برای حل مشکل هم وجود دارد. بیشتر مردم عمل‌گرا هستند و پیش از سفر به مکانی ناشناخته، همیشه نقشه راهی روشن٬ ساده و قابل اجرا از ما خواهند خواست.

باید هزینه‌های شخصی هرگونه انفعال و بی‌تفاوتی و در مقابل، منافع واکنش فعالانه را شناسایی و با واژه‌ها و عباراتی سرراست، که مردم بتوانند به آن‌ها ارجاع دهند، به اطلاع مخاطب برسانید. یکی از اهداف مهم یک کمپین آگاهی‌بخشی، مهار قضاوت عمومی جامعه است.

دو: اشتیاق ٬ تصور کردن خود در آینده‌ای متفاوت

برای هرگونه تغییری، نیاز به تخیل داریم. مردم نیاز دارند که آینده‌ای متفاوت و دوست‌داشتنی برای خود تصور کنند. این موضوع با قابلیت محاسبه عقلانی سود و زیان تفاوت دارد.

اشتیاق یک احساس است ٬‌نوعی از دانش نیست. شرکت‌های تبلیغاتی از این مساله به‌خوبی آگاه  هستند و از امیال انسانی مانند  لذت ٬ترس٬ حسادت یا طمع ، برای ایجاد اشتیاق و تحریک استفاده می‌کنند. این اشتیاق می‌تواند با تصور آینده‌ای که رضایت بخش‌تر٬ سالم‌تر٬ جذاب‌تر و امن‌تر است نیزساخته شود. برای طراحی کمپینی که خیال‌های مخاطبان‌تان را به بند بکشد٬ باید اول تخیل خودتان را رها کنید.

سه: مهارت‌ها ٬ دانستن آنچه باید انجام دهید

باید بتوانید گام‌هایی که باید برای رسیدن به هدف لازم است بردارید را به راجتی تجسم کنید. این مساله به احساسات ربطی ندارد بلکه کاملا عقلانی است.

مردم مهارت‌ها را با نگاه کردن به افرادی که آن‌ها را انجام می‌دهند، می‌آموزند. پس بهترین راه برای این که به مخاطب‌تان در تصویرسازی خلاق کمک کنید، تقسیم کردن عمل به گا‌‌م‌های ساده و استفاده از نمادهای تصویری است.  این‌که چگونه بسیاری از کمپین‌های بازاریابی اجتماعی این از ابزار مهم غافل هستند، تعجب‌آور است.

چهار: خوش‌بینی به آینده

خوش‌بینی یعنی باور به این که موفقیت ممکن است و یا حتی ناگزیر. برای ایجاد خوش‌بینی نیاز به رهبری قوی اجتماعی داریم. یکی از تحقیقات سازمان حفاظت از محیط زیست آمریکا، نشان می‌دهد  ۱۴ درصد مردم به‌دلیل انزوا و یا احساس ناتوانی، دست به فعالیت برای بهبود وضعیت محیط زیست نمی‌زنند. اگر دولت و یا بازار نتوانند سرمشق عمومی باشند، چه کسی می‌تواند از مردم به خاطر این‌که فکر می‌کنند تلا‌ش‌های فردی‌شان بی‌ثمر خواهد بود، گله کند؟

پنج: تسهیل ٬ داشتن پشتیبانی بیرونی

بیشتر مردم با منابع و انتخا‌ب‌های محدودی که در اختیار دارند دست و پنجه نرم می‌کنند. برای تشویق آن‌ها برای حضور در هر پروژه‌ای به خدمات، زیربناها و شبکه‌های حمایتی نیاز است که برای غلبه بر موانعی که بر سر راه وجود دارند، کمک کند.

اگر مانع تغییر رفتار شخصی ناشی از موانع جهان خارج باشد – که در بیشتر موارد هست – در آن صورت هر ارتباطی بی‌نتیجه خواهد بود. اینجا است که کار ویژه یک راهبرد آگاه‌سازی به مسائل دیگری چون ارایه خدمات تازه و ایجاد زیربناهای جدید هم گسترش می‌یابد. دلیل اصلی موفقیت طرح بازیافت زباله در خیلی از کشورهای جهان، پرداختن به همین امکان بود. نتیجه‌اش هم این شد که ما در حال حاضر، سرویس‌های سریع ٬ساده و ارزانی در اختیار داریم که کار جمع‌آوری و بازیابی زباله را آسان کرده‌اند.

شش: انگیزه‌بخشی ٬ یا شروع با یک استارت انفجاری

بیش‌تر ما به روزمرگی عادت داریم و به‌رغم گسترش دانش و فناوری و این همه خدماتی که با آن می‌توان با جهان خارج در ارتباط بود، باز هم آرامش و سکون چیزهایی که به آن‌ها عادت کرده‌ایم، لذت‌بخش است.

خودآگاهی ابزاری است که انسان برای غلبه بر عادت به آن نیاز دارد. اما ما بیشتر مواقع در ناخودآگاه به سر می‌بریم. پس چگونه یک کمپین اجتماعی و طراحان آن می‌توانند لحظاتی را بسازند که از روال رومزه زندگی عبور کرده و ما را به بیداری وادار کنند؟

وقتی به لحظاتی که من را به انجام کنش وادار کرده‌اند فکر می‌کنم٬ به دو عامل مهم می‌رسم: یک عامل تهدیدکننده بوده (چه به صورت مستقیم مانند تخریب طبیعت محل زندگی‌ام و چه به صورت غیرمستقیم مانند قحطی در سودان). عامل دوم، الهام‌بخش بوده‌ است که معمولا با حضور در زمینه‌ای جمعی اتفاق می‌افتد.

پس هرگونه تحریک می‌تواند از یک عامل تهدیدکننده (مانند افزایش هزینه برق برای تحریک مصرف کننده به صرفه‌جویی) و یا یک عامل الهام‌بخش (مانند ارایه یک تخفیف ویژه برای  تشویق به حضور در یک نمایشگاه) تشکیل شده باشد. این طور انگیزه‌ها می‌توانند در خلال یک گردهم‌آیی عمومی (جلسه محله، برگزاری یک فستیوال و …) کنش عمومی را دوچندان کنند.

هفت: بازخورد و تقویت

مجموعه‌‌ای از صداها٬ شرایط و بنیادها، روزانه ما را به رفتارهای ناخو‌شایند، ناسالم و ضد اجتماعی مجبور می‌کنند. البته این نیروها را نمی‌توان فقط با یک کمپین از سرراه برداشت یا بی‌اثر کرد.

اما یک کمپین اجتماعی موفق باید بداند چگونه به‌صورت مستمر پیام‌های مختلفی به‌کار گیرد، آن‌ها را تقویت کند و با اضافه کردن داستان فرجام‌های موفقیت‌آمیز گوناگون از نتایج انجام کنشی خاص، مردم را به تکرار آن‌ها دعوت و مراحل بعدی را برای‌شان گوشزد کند.

بسیاری از سازمان‌های مردم‌نهاد مانند عفو بین‌الملل، این روش را به‌خوبی آموخته و منابع قابل توجهی را به این اختصاص داده‌اند تا حامیان مالی‌شان را پیوسته با داستان‌هایی از موفقیت‌هایشان، تغذیه و به‌روز رسانی کرده و آن‌ها را به حمایت بیشتر تشویق کنند. ما نیز باید درس‌های مشابه بیاموزیم و منابع لازم برای بازتاب موفقیت‌های مردم تخصیص دهیم.

منبع یاری کده

#بازاریابی #کمپین #نگرش

راه اندازی کمپین بازاریابی
5 (100%) 3 votes
0 پاسخ ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به بحث بپیوندید؟
در صورت تمایل از راهنمایی رایگان ما استفاده کنید!!

پاسخ دهید