vabastegi

انواع وابستگی

انواع وابستگی
۵ (۱۰۰%) ۱ vote

انواع وابستگی

وابستگی و خشم

 اگرچه شما از تغییر وحشت دارید و سخت در مقابل تغییر، مقاومت می کنید و این مقاومت، حس امنیت را برای شما به دنبال خواهد داشت، اما بازهم احساس می کنید که در تله افتاده اید. این جنبه ی منفی طرح واره وابستگی است. در واقع بهایی است که در قبال این طرح واره می پردازید. افراد وابسته برای اینکه وابستگی شان را حفظ کنند دست به کارهایی می زنند که در نوع خودش جالب است: زیر چتر سلطه و حمایت دیگران قرار می گیرند، به دیگران اجازه می دهند از ایشان سوء استفاده کنند، خودشان را از خیلی مواهب محروم می کنند. با استفاده از هزاران شگرد سعی می کنند فردی را که به او وابسته شده اند در کنار خودشان نگه دارند.

احتمالا شما در رابطه با اعضای خانواده، دوستان، نامزد یا فرزندان تان نقش آدمی مطیع و زیردست را پذیرفته اید. بی تردید ایفای نقش زیر دست و مطیع باعث خشم شما می شود(اگرچه شما ممکن است از این خشم آگاه نباشید). اگرچه سخت مایل هستید از فردی که به او وابسته شده اید اطمینان و امنیت بگیرید، اما از دست او سخت دلخور هستید و معمولا جرات ندارید خشم خود را به طور سالم بروز دهید چون این کار ممکن است آن فرد را رنجیده خاطر کند و باعث دوری او از شما شود. همان پدیده ای که شما به شدت از آن می ترسید.

وابسته ی مستحق

آزادی در بیان نیازها و هیجان های سالم یکی از نیازهای هیجانی اساسی بشر است. شما به دلیل شکل گیری تله زندگی وابستگی از این نیاز طبیعی محروم شده اید و بهای گزافی نیز در قبال این محرومیت پرداخته اید و می پردازید.

برخی از افراد وابسته نیز بی پروا و بی ملاحظه خشم خود را ابراز می کنند.  این افراد را  وابسته ی مستحق می نامیم. برخی از افراد وابسته احساس می کنند حق دارند که به دیگران وابسته شوند و مسئولیت های خود را روی دوش دیگران بیاندازند.

ممک است شما همزمان در دام تله ی زندگی وابستگی و استحقاق گرفتار باشید. اگر این مورد درباره ی شما صدق کند در صورت اجابت نشدن خواسته هایتان، عصبانی می شوید و با دیگران بداخلاقی می کنید. با انجام رفتارهای آزاردهنده یا خشم برانگیز، دیگران را تنبیه می کنید و حق آنها را کف دستشان می گذارید که چرا نیازهای شما رابرآورده نساخته اند.

وابستگی و اضطراب

حمله های وحشت زدگی و بیرون هراسی در بین افراد وابسته شیوع زیادی دارد. در خیلی از موارد، بیرون هراسی، نمایشی از طرح واره وابستگی است. ویژگی اصلی افراد خودمختار این است که توانایی خطرپذیری را دارند و می توانند مستقل عمل کنند. بیرون هراسی دقیقا ضد این حالت است. وقتی قرار است کاری را به تنهایی انجام دهید، احساس ناامیدی و درماندگی گریبان شما را می گیرد. اصلا به توانایی خود در تدبیراندیشی و چاره یابی برای اتفاقات و حوادث اعتماد ندارید. رفتار شما مثل بچه هاست. بچه ها به دلیل ویژگی های سنی شان فکر می کنند به تنهایی نمی توانند کاری انجام بدهند و تنها آرزوی آنها این است که در کنار والد قدرتمندی زندگی کنند. شما از خیلی چیزها می ترسید، مرگ، دیوانه شدن، فقر، فلاکت و بی خانمانی. این همه ترس باعث درماندگی می شود.

اگر شما در دام تله ی زندگی وابستگی افتاده باشید ممکن است اضطراب شما به حد حملات وحشت زدگی نرسند، اما بی شک اضطراب دارید. همه ی تغییرات طبیعی زندگی، حتی تغییرات مثبت از نظر شما طاقت فرسا به نظر می رسند. ارتقای شغلی، تولد فرزند، فارغ التحصیلی و ازدواج که تغییرات به ظاهر مثبتی به شمار می روند برای شما مایه ی رنج و اضطراب هستند. هر مسئولیت جدید و هر تغییری، اضطراب شما را شعله ور می کند. از قضا کسانی دورو بر شما هستند که با اطمینان دادن و دلگرمی یا با انصراف خاطر موقت شما از موضوع باعث می شوند اضطراب شما برای مدت کوتاهی کاهش یابد. اما همین افراد باعث می شوند مشکل شما هیچ گاه برطرف نشود.

همچنین شما ممکن است به همراه اضطراب، حالت مزمنی از افسردگی را برای سال ها همراه خودتان داشته باشید. قلبا به دلیل وابستگی تان به دیگران ممکن است از خودتان متفر باشید.

مستقل نمایی

این افراد با مستقل نمایی سعی می کنند با تقلای زیاد و سخت کوشی به قله های پیشرفت برسند و خود را مستقل و بی نیاز نشان دهند. اما در واقع بی کفایتی درونی خود را احساس می کنند و سعی می کنند با مستقل نمایی و رد کمک دیگران، این بی کفایتی را جبران کنند. مدام باید به خود و دیگران ثابت کنند که می توانند روی پای خودشان بایستند. و در واقع از وابستگی پنهان رنج می برند.

اگرچه این افراد تاحدی باکفایت به نظر می رسند و اعتماد به نفس بالای آنها یکی از ویژگیهای منحصربه فردشان به شمار می رود، اما از درون سخت نگران و مضطرب می شوند. می ترسند که مبادا نتوانند مثل افراد لایق و باکفایت عمل کنند. این افراد برای جبران احساس وابستگی شان چنان رفتار می کنند که انگار به کمک دیگران هیچ نیازی ندارند. در ظاهر بسیار مستقل هستند. تمام تلاششان این است که به تنهایی و بدون کمک دیگران از پس کارها برآیند. این گرایش باعث می شود که به قول معروف از آن طرف بام بیفتند، چنین افرادی را مستقل نما می گویند.

چنین رفتارهایی دال بر وجود تله ی زندگی وابستگی است. افراد مستقل نما از هیچ کس کمک نمی طلبند و کمک طلبی را نوعی ننگ و عار تلقی می کنند. از منظر افراد مستقل نما، انگار دست نیاز دراز کردن پیش دیگران مثل این است که می خواهند از آبروی خود بگذرند. به هیچ عنوان از دیگری مشورت نمی گیرند و کمک خواهی را نوعی ضعف و آسیب پذیری شدید می دانند. اگر شما آدم مستقل نمایی هستید و حتی نخواهید احساس وابستگی خود را بپذیرید، بازهم در اصل از دام این تله ی زندگی رهایی پیدا نکرده اید. شما به ظاهر نشان می دهید که وابسته نیستید، اما یا از درون احساس وابستگی دست از سر شما بر نمی دارد و یا اینکه هرلحظه می ترسید دیگران به وابستگی شما پی ببرند. به همین دلیل، اضطراب مدام شما را رنج می دهد.

#استقلال #وابستگی #نگرش

0 پاسخ ها

دیدگاه خود را ثبت کنید

آیا می خواهید به بحث بپیوندید؟
در صورت تمایل از راهنمایی رایگان ما استفاده کنید!!

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

18 + نوزده =